تبليغاتX
نهال حیرت
دوشنبه سیزدهم آبان 1387
تنهاتر...
براي آخرين بار...

سلام

يادمه اولين پستمو كه خيلي كوتاه  بود..."به اميد خدا و به ياري دوستان..."راستي انگار همين ديروز بود... ياهمين ديشب...و چقدر زيادند اين ديروزها... ديروزي كه 365 روز داشت...

حالا اما...
قصه ي نهال ما... مي رود رو به تمام...
شايد نهال ما زود پرمژد...ولي شايد نهالي باشد در دوردستها...كه فقط براي خوانده شدن باشد...
عالميان تمام شد.اما عالميان همه هستند...

سيصدو شصت و پنج روز...
نوشتم اين 365 روز را...كوتاه...بلند...شاد...غمناك...كم... زياد...به همراه بهترين دوستانم...كه تا به زندگي ام فراموشم نمي شوند...بهترين ها بودند و من نالايق ترين برايشان...

دبليو دبليو دبليو دات عالميان دات بلاگفا دات كام...

آدرسي كه تنهاتر بودنم را ثابت كرد...

تنهاتر از هميشه...مي روم...براي هميشه.

يا حق...

تقدير

بايد تو رو پيدا كنم / شايد هنوزم دير نيست
تو ساده دل كندي ولي / تقدير بي تقصير نيست
با اينكه بي تاب مني / بازم منوخط مي زني
بايد تو رو پيدا كنم / تو با خودت هم دشمني

كي با يه جمله مثل من / مي تونه آرومت كنه ؟
اون لحظه هاي آخر / از رفتن پشيمونت كنه ؟
دلگيرم از اين شهر سرد / اين كوچه هاي بي عبور
وقتي به من فكر مي كني / حس مي كنم از راه دور

آخر يه شب اين گريه ها / سوي چشمامو مي بره
عطرت داره از پيرهني / كه جا گذاشتي مي پره
بايد " تو " رو پيدا كنم / هر روز  تنهاتر نشي
راضي به با من بودنت / حتي از اين كمتر نشي

پيدات كنم حتي اگه / پروازمو پر پر كني
محكم بگيرم دستتو/ احساسمو باور كني

نگاشته شده توسط سامی در 6:0 بعد از ظهر